تبليغاتX
مایگاه پرواز
استاد گفتند : همه آنها که پرواز می‌کنند خانه‌های پوشالی دارند
 

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن

خوابیدند.

نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست.

بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: 'نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟

' واتسون گفت:'میلیون ها ستاره می بینم'.

هلمز گفت: 'چه نتیجه ای می گیری؟'.

واتسون گفت: 'از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

 از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری ست، پس باید اوایل تابستان باشد.

 از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است، پس باید ساعت حدود سه نیمه شب

باشد'.

 

شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: 'واتسون! تو احمقی بیش نیستی!

 

 

 

نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند!

گاهی شاید بهتر است ساده بود تا اینکه روحانی یا فیلسوف یا دانشمند .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 21:30  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 
 

 

ذهن نابودگر، تا تصرف تمام وجودت پيش ميراند

 

و چشمان تو هنوز منتظر است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 0:57  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 

در اقـلـيـم وجـود ، نعـره‌اي مستانـه چنينـم آرزوسـت

 واي

         اگر اين وجود قدرتمندِ خفته در غفلت،

 

        لحظه‌اي فرصت بيداريِ در حقيقت را ميافت،

 

                    همه هستي را به نعره‌اي رعد آسا ميلرزاند،

                                                                     از رنگِ حضور خويش


فالي كه امروز يه دختر كوچولوي زيبا بهم داد :

جنگ از طرف دوست، دل آزار نباشد             ياري كه تحمل نكند، يار نباشد

تا رنج تحمل نكني گنج نبيني                        تا شب نرود صبح پديدار نباشد

آهنگ دراز شب و رنجوري مشتاق               با آن نتوان گفت كه بيدار نباشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:48  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوست خوبی این ایمیل رو برام فرستاده بودن

 

شاید سختی های زندگي رو باید تحمل کرد تا در مسیر زندگی همین

تحمل سختی‌ها و صليب به دوش كشيدن‌ها جايي به كمكمان آيند

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 0:5  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد | 

 

 

 

منتظـــــــــــر  با دلي سرشار از اميد و نا اميدي !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 23:28  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد |