تبليغاتX
مایگاه پرواز
استاد گفتند : همه آنها که پرواز می‌کنند خانه‌های پوشالی دارند

 

وقتي كه ديگر هيچ راهي باقي نيست، وقتي كه ديگر داشته‌ها

به نداشته‌ها تبديل شده‌، وقتي كه ديگر خود، خود را دشمن

است، ته مانده‌ي وجود به پاسداري از اقليمي به نام من

برميخزيد و به تنهايي به نبرد با باطل گام برميدارد با سلاحي از

جنس تلاش و صبر به نبرد با دشمن تاريك هميشگي‌اش رفته تا

يا در دل اين تاريكي محو شود و يا روزني از نور را بيابد.

 

و او در اين سفر يگانه همراهي خواهد داشت كه درد نام دارد.

كاش اين جنگنجو اسير رخوت سياه نگردد و در دل تاريك

سياهي، محو و ناپيدا نگردد. كاش اين رزم را به كام خويش

شيرين بيابد و كاش هيچ مبارزي سرافكنده از ميدان رزم بيرون

نيايد.

در دل تاريكي هم ميتوان بـود ولي خاموش نـبـود . . .

در دل تاریکی هم میتوان بود اما خاموش نبود

زنده بود، جنگيد، تلاش كرد

نديدي كه هر دانه اولين نبردش را در دل تاريك خاك آغاز كرد؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:36  توسط لاک‌پشتی که به پرواز می‌انديشد |